یگ آدم نابغه ذهنش رنجور می گردد. او نبوغ خود
را معطوف به
رنج ذهنی خود می کند تا به آن 1 بیاورد
و در مکاشفات
عرفانی خود بتواند با نبوغ خود این رنجوری
ذهنی را حل و
حلاجی تماید. امّا آیا می توان تصور کرد
که شاید رنج ذهنی
او دم به تله نبوغ و علم ندهد و علم عاجز باشد
که آنرا
توصیف کند ؟!
رنجی ذهنی که نشود به آن علم آورد ....
اصالت علم یا اصالت 1 ؟!
رنج ذهنی که نشود به گنج روانشناسی
تبدیلش کرد .
فلسفه ای وجود دارد که می گوید:
اوّلش فقط علم 1 و علم خودش
دنیا را به وجود آورده ... امّا شاید ضدّ
علم هم وجود داشته باشد. درست
مثل جریان مادّه و ضدّ مادّه !
و حالا : علم و ضدّ علم .
رنجوریهای ذهنی که خود ذهن و
استعداد آدم نمی تواند به آن علم
بیاورد و آن را حل کند .
اوّلش 1 بوده : علم یا اسکیزوفرنی؟
برچسب:
نویسنده: آرتمیس بهرامی